تبليغاتX
نواندیشان

نواندیشان

وبلاگ شخصي احسان قاسميان

موضوع ابداع در علوم انسانی سیاسی نیست.

موضوع ابداع در علوم انساني يك موضوع حزبي و سياسي البته از نوع گيشه‌اي آن نمي‌باشد.

احسان قاسميان دبير علمي دومين همايش ابداع در علوم انساني عنوان كرد پرداختن به موضوع ابداع در علوم، به ويژه علم انساني نياز و ضرورت غير قابل كتمان كشورمان و جامعه جهاني است. وي با انتقاد از رويكرد اصحاب رسانه نسبت به اين موضوع عنوان داشت:

به واقع كدام يك از رسانه‌هاي ما دغدغه‌مند اين موضوع را مطرح و لزوم آن را به افكار عمومي منتقل نموده‌اند؟! مراد ما از طرح كليد واژه‌ي ابداع در علوم انساني داراي ابعاد مختلفي است كه متأسفانه بسياري از ابعاد آن هنوز هويدا نشده است! به عنوان مثال طرح اين سؤال كه چرا علوم انساني در كشورهاي جهان سوم به محاق رفته است؟! و اساساً چرا علوم را به انساني و طبيعي تفكيك نموده‌اند؟! حال آنكه ما به وحدت علوم معتقديم!

عضو مؤسس كانون نوانديشان با طرح اين سؤال كه چرا فارغ التحصيلان علوم طبيعي در اخذ كرسي‌هاي مديريت كشور با اقبال بيشتري مواجه شده‌اند؟! افزود: ابداع به ويژه با رويكرد بومي گرايي منجر به توليد علم با قابليت كاربردي خواهد شد كه از هر لحاظ نياز بنيادين جامعه امروز است. لذا نه تنها اين موضوع از جنس حزبي و سياسي البته از نوع گيشه‌اي آن نمي‌باشد بلكه طرح حب و بغض گونه‌ي آن فارغ از فضاي علمي و در كرسي‌هاي جناحي به عدم ايجاد اراده عمومي كه از لوازم بسط هر گفتماني است منجر خواهد شد بنابراين تثبيت و تعميم اين نگاه نه به معناي سكولاريسم، بلكه صرفاً اتخاذ رويكردي فراجناحي مي‌باشد كه عدم لحاظ رئوس مطروحه به ماهيت ارزشمند آن لطمه خواهد زد و اين اشتباه فاحش انزواي ضروري‌ترين گفتمان علمي كشور را در پي خواهد داشت! دبير نخستين همايش ابداع در علوم انساني، استقلال فكري و لزوم تفكر انتقادي به سير علوم جديد را از جمله رئوس عملكرد در ترسيم راهكارها، لوازم و موانع ابداع دانست و تعريف متداول علم در قالب مشاهده و تجربه را مورد نقد ارزيابي كرد و اشاره داشت: متأسفانه به دليل عدم تحقق كامل نهضت ترجمه آنچه امروز در جامعه جهاني منسوخ شده در كشور ما هنوز به مثابه حجت تلقي مي‌گردد! و علم زدگي Siencism)) افراطي به حجيت آن حتي در برابر وحي منجر شده است و چه بسا آنچه امروز جامعه را به فراگيري آن تشويق مي‌نماييم صرفاً فرضيه‌هايي نقلي است كه با از خودبيگانگي مرعوب گونه‌، ما را به تقليد از روي جهل رهنمون داشته است و در اين قالب‌بندي اسارت بار است كه پيروي ما هميشه مقدم بر پيشروي است به عنوان مثال تقدّم نظريه بر مشاهده نكته‌اي است كه متأسفانه هنوز حوزة روش شناسي دانشگاه‌‌هاي ما آن را كاملاً درك نكرده است و همچنان شعار غير قابل تحقق، لزوم عدم دارا بودن پيش فرض را سرلوحه اي زرين برای خود مي‌داند و اين در حالي است كه حتي جامعه جهاني در دوران پسامدرن خطاهاي بي‌شمار اين روش‌شناسي را به ورطة نقد كشيده است و با اثبات علمي تأثير اين واقعيت موجود در شكل گيري علم به سادگي مي‌توان تأثير جهان بيني در تبيين هدف، متد و مقصد علم را تئوريزه نمود.

وي با اشاره به برگزاري دومين همايش ابداع در علوم انساني با محوريت: بررسي راهكارها، لوازم و موانع ابداع در سوم آذر 1390 ابراز اميدواري كرد اين همايش با حضور استاد دكتر مهدي گلشني و اساتيد برجسته دانشگاه گامي مفيد در جهت تبيين هر چه علمي‌تر اين گفتمان به عنوان يك نیاز و ضرورت ملي باشد. لازم به ذكر است همايش مذكور در تهران، خيابان دماوند، مجتمع دانشگاهي وليعصر، تالار شهيد باكري برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1390ساعت 20:27  توسط احسان قاسميان  | 

دومين همايش ابداع در علوم انساني

 

 دومین همایش ابداع در علوم انسانی برگزار می شود.

بنا بر اخبار واصله - کانون اجتماعی فرهنگی نواندیشان به عنوان یک مجموعه دانشجویی مستقل دومین همایش ابداع در علوم انسانی را پنجشنبه 3 آذر 1390 با محوریت بررسی راهکارها لوازم و موانع برگزار می کند. به گفته حامد روحی رئیس دبیرخانه همایش نخستین بار سال 1388 این کلید وازه توسط  کانون نواندیشان به عنوان یک گفتمان علمی در سطح کشور مطرح شد که منجر به شکل گیری اولین نشست با حضور استاد دکتر غلامرضا اعوانی و جمعی از اساتید برجسته دانشگاه گردید. دبیر کل کانون نواندیشان افزود دومین همایش ابداع در علوم انسانی با حضور استاد بزرگوار جناب آقای دکتر مهدی گلشنی برگزار می گردد که با توجه به حضور اساتید برجسته ای چون: جناب آقای دکتر تنهایی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی) جناب آقای دکتر تقوی (عضو هیئت علمی دانشگاه شریف) جناب آقای دکتر رحمتی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی) جناب آقای شریف زاده (مدرس حوزه و دانشگاه) جناب آقای دکتر عریان (عضو هیئت علمی کتابخانه ملی و مدرس دانشگاه علامه) از سطح کیفی و علمی بالایی برخودار می باشد. رئیس دبیرخانه همایش اذعان داشت که آنچه مراد نواندیشان از ابداع \
می باشد با بدعت متفاوت بوده ولیکن به هر حال رویکرد نواندیشان در خصوص پرداختن به علوم انسانی دارای تفاوت هایی با ادبیات مصطلح در سطح فضای علمی کشور می باشد. ايشان يادآور شد: احسان قاسمیان دبیر علمی همایش با طرح مواضع نواندیشان در این نشست وجه تمایز نگاه این مجموعه مستقل دانشجویی را آشکار خواهد ساخت. این همایش در مجتمع دانشگاهی ولیعصر (عج) واقع در تهران میدان امام حسین (ع) خیابان دماوند برگزار می گردد.

 


 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1390ساعت 21:53  توسط احسان قاسميان  | 

نقد سازنده يك دانشجو به جناب آقاي دانشجو

محضر جناب آقاي دكتر دانشجو

وزير محترم علوم، تحقيقات و فناوري

با اهداء سلام و تحيت؛

با احترام معروض مي‌دارد در خبرها خوانديم و شنيديم كه استاد والامقام، طليعه حكمت عملي، بزرگ فيلسوف معاصر ايران، جناب آقاي دكتر غلامرضا اعواني از رياست مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه اسلامي بركنار و استاد گرانقدر جناب آقاي دكتر  عبدالحسين خسروپناه به اين مسئوليت منصوب شدند.  لذا لازم دانستم در مقام يك دانشجو و با عنايت به منويات گفتمان ايراني اسلامي چند سطري به شرح ذيل به عرض برسانم.

در ابتدا عنوان اين نكته بسي ضروري مي‌نمايد كه نقد حقير‌، نه از جنس نقدهاي سياسي گيشه‌اي و نه خداي ناكرده به دليل مخالفت با استاد معظم جناب آقاي دكتر خسروپناه مي‌باشد كه به واقع شايستگي علمي، فلسفي و كلامي ايشان در ميان متفكران معاصر ايران اسلامي بر كسي پوشيده نيست. وليكن سؤال اينجاست كه حضرتعالي به عنوان يك مسئول به چه ميزان با فضاي موسسه  و جريان فكري حاكم بر آن آشنايي داريد؟!  مي دانيم، مي دانيد و مي‌دانند كه آنچه به گسترش فكر، علم و دانش در جامعه مي انجامد فضاي آزادانديشي و ترويج عقل‌گرايي مي‌باشد چرا كه به استناد تاريخ علم، با افول جريان تفكري اشاعره ما شاهد ظهور متفكريني چون كندي، فارابي، ابن سينا، بيروني و ... بوديم لذا با الهام از تاريخ و با الگو گرفتن از فضاي آزادانديشي حاكم بر تمدّن اسلامي آن دوران كه حتي زكرياي رازي غير مسلمان را در خود جاي داده بود به نظر مي‌رسد رويكردهاي حضرتعالي نسبت به هدايت جريان‌هاي فكري و تنظيم روابط با نخبگان علمي جامعه داراي چالش‌هاي جدي مي‌باشد. بلاشك آنان كه دلسوز اسلام و تفكر اسلامي هستند به خوبي مي‌دانند كه هيچگاه رسول خدا (ص) و ائمه هدي فضاي فكري جامعه را، با رويكرد جبري هدايت نكرده بودند چرا كه به خوبي به اين نكته اشراف داشتند كه با ابزار سخت نمي توان امور نرم را پاسخ گفت! يا به عبارتي با كنترل بيروني نمي توان فضاي فكري و فرهنگي جامعه را مديريت نمود! اين نكته‌اي است كه به واقع اين سالها به آن توجه نشده است.!!!

يادمان باشد كه اشتباهات امروز ما را نه به نام خودمان بلكه به نام تفكر اسلامي رقم خواهند زد و متأسفانه پيامدهايي چون دين گريزي را در جامعه به ارمغان خواهد داشت!

البته به عنوان يك ايران مسلمان و دغدغه‌مند اميد آن دارم اين بركناري داراي دلايل اينچنين نباشد كه همانا كثرت در فضاي انديشه امري طبيعي و از ماهيت نظام آفرينش است چرا كه اگر خداوند متعال قائل به تك محوري در فضاي فكري و  انديشه بود ديگر اختيار در نزد جوامع بشري امري بيهوده جلوه مي‌نمود و نتيجتاً آنكه ظهور پيامبران متعدد مدلل نبود لذا كثرت در عين وحدت موجب پويايي نظام آفرينش گشته است بنابراين براي نيل به مديريت بهينه رصد نمودن نوع نگاه مديريتي عالم هستي، اولي مي‌باشد تا احياناً شاهد خلل و اشتباه در مديريت جريان‌هاي فكري جامعه نباشيم.

                                                                        با احترام

                                                                        احسان قاسميان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1390ساعت 16:39  توسط احسان قاسميان  | 

دانشگاه آزاد اسلامي فارغ از اخلاق اسلامي

دانشگاه آزاد اسلامي فارغ از اخلاق اسلامي

به نام حق و به نام حقيقت و به نام پروردگار انسان‌هاي آزادانديش، آزادانديشاني چون حسين بن علي (ع)  كه نه تنها انديشه متعالي آنها لرزه‌اي بر اندام تاريخ بود بلكه الگوي فكري و راهبردي آنها امروز نيز برترين خط و مشي فكري و رفتاري هر ايراني مسلمان است.

       نيامده‌ام به نام نقد قرباني كنم و البته نيامده‌ام قرباني شوم، صرفاً در بستر عشق قلم مي‌زنم كه مجابم به اطاعت از آن، اطاعت از روحي كه فلسفه وجودي نظام آفرينش است پس نه خرده بگيريد و نه ناراحت شويد، صرفاً تأمل كنيد بر آنچه هست كه نبايد باشد!!!

       علاوه بر اين بايد گفت كه نقدم از دسته نقدهاي سياسي گيشه‌اي كوچه و بازار و به اصطلاح خود حقير از جنس كف روي آب نيست، صرفاً تحليلي بنيادين از وضعيت اسف‌بار فرهنگي در يكي از مراكز علمي و فرهنگي كشور است كه مرا بر آن داشت كه بدون هر گونه حب و بغض شخصي به عنوان يك ايراني مسلمان زبان نوشتاري پيشه كرده و در ميان اين سيل انبوه ضد ارزش‌ها، از احياي ارزشهاي ايراني و اسلامي به حسب وظيفه دفاع نمايم.

       سؤال مطروحه اين است كه آيا اساساً نام و واژه اسلام در مجامع علمي و فرهنگي صرفاً يك ويترين و شعار است؟! يا به واقع در قالب آن مجامع عينيت دارد؟!

امروز كه با شما سخن مي‌گويم بسياري از مراكز علمي و فرهنگي ما متأسفانه به اين سو گام بر مي‌دارند كه با استفاده از كليد واژگان ارزشي، مشروعيت مجموعه خود را تضمين كنند حال آنكه اين نوع نگاه از هر
زاويه‌اي امري بس ناجوانمردانه محسوب مي‌گردد چرا كه به مظلوميت بيش از پيش حوزه اي به نام «فرهنگ» مي افزايد.

چند سالي از فعاليت‌ علمي و فرهنگي حقير در دانشگاهي مي‌گذرد كه هر چند بارها نسبت به ضد ارزش‌هاي جاري و ساري در اين مجموعه سكوت كرده‌ام ولي پس از گذشت روزها و ماهها ديگر با تكيه بر روح آرمانگرايي خويش نمي توانم سكوت كنم.

متأسفانه با آنكه در طول اين مدت تلاش بسياري در راه تعالي ارزشهاي ايراني اسلامي نموده‌ايم نه تنها تشويق نشده‌ايم بلكه به كرّات رفتارهاي ناخوشايند و غير اخلاقي را  شاهد بوديم!

آري ماية مباهات جامعه ماست كه با اقشار فكري و فرهنگي جامعه اينگونه برخورد مي شود!!!

مسئولين محترم دانشگاه آزاد اسلامي

مسئولين محترم دانشگاه آزاد اسلامي

براي مديران مياني اين نهاد علمي و فرهنگي تبيين نماييد كه نقش كليد واژه‌ي «اسلام» در شعائر اين مجموعه چيست؟!!! تا نشود كه به نام مديريت قرباني بگيرند از هر آنچه كه نامش اخلاق است! هر آنچه كه نامش ايمان است! هر آنچه كه نامش عشق است! هر آنچه كه نامش آرمان است! و هر آنچه كه نامش اسلام است!

ننگاشته‌ام شرحي بر آنچه گذشت؛ چرا كه گذشته‌ها در بستر تاريخ است ولي افق‌ها و آيندگان در انتظار گامي استوار در نيل به آرمان‌هاي نياكان خود است، نمي‌دانم چشم به دربي دوزم كه هيچگاه بر روي اهالي علم و فرهنگ گشوده نشد يا چشم به راه رويكرد مديريتي باشم كه مديريت را رياست تعريف نمود!!!

آري اين است آمال يك انسان، يك احسان، يك ايراني مسلمان، كه پس از سالها فعاليت در عرصه‌اي از عرصه‌هاي عشق، اينچنين او را رنجور كرده‌اند. جالب آنكه جز تبيين ارزشها نكرده‌ايم ظاهراً اساساً مشكل با ارزشها و علي الخصوص پويانمايي آنهاست چرا كه اركان اداري و ساختاري اين سيستم طوري نويد مي‌دهند كه تمايل به انزوا و عدم پويايي دانشجو را دارند و اينجاست كه عينيت دارد اين گفتار كه عليرغم دارا بودن چند ميليون دانشجو در كشور، توليد علم با حركت لاك پشتي كهن سال برابر است. چرا كه اساساً مديران رئيس مدار نمي‌دانند، نمي‌خواهند و
نمي توانند به نهضت توليد علم بپيوندند اصولاً و اساساً رويكرد مادي و حبّ رياست اين آقايان بر حيطة مقدس «علم» نيز تأثير گذار بوده است و خلل در روند اين نهضت قدسي از راهبردهاي بنيادين اين جريان فرهنگ دوست است!

شايد كه اين روند نيز اصلاح گردد البته شايد هم نگردد شايد مادي گرايي جاي خود را به معناگرايي دهد شايد هم ندهد. به هر روي اميد آن دارم تا با استعانت از درگاه باريتعالي از آنجا كه مأمور به تكليفم، اداي تكليفي هر چند ناچيز كرده باشم.

ولي بدانيد و بدانم كه نه من و نه هيچ يك از هم مسلكان من در عرصة عشق خسته نخواهند شد چرا كه اساساً اگر بنا به رفتن بود نمي‌آمديم و نمي‌آمدند. آمديم و آمدند تا پيكرة نتراشيده اين جامعه دچار رخوت را با جان خود سيقل دهند. پس بدرود بر اين مجاهدان نستوه كه همواره جرعه‌اي خون دل به سفرة افطار خود برده‌اند امّا نه تنها هنوز، بلكه تا زماني كه انديشه و نوانديشي هست نفس خواهند كشيد.

بدرود بر نهضتي كه نامش توليد علم است.

بدرود بر حركتي كه جوهرش ايمان است.

و بدرود بر همسنگراني كه نامشان نوانديشان است.

احسان قاسميان

عضو كوچكي از كانون اجتماعي فرهنگي نوانديشان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 18:45  توسط احسان قاسميان  | 

گفتاري از دكتر غلامرضا اعواني

گفتاري از دكتر غلامرضا اعواني رئيس موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران

ایران­زمین یکی از خاستگاه‌های مهم تفکر فلسفی محسوب می­شود. کافی است نگاهی به معروف‌ترین چهره­های فلسفۀ اسلامی چون: فارابی، ابن­سینا، خواجه نصیر الدین توسی و صدرالدین شیرازی بیندازیم تا این مدعا به‌خوبی ثابت شود. به این باید بیفزاییم تفکر نظری و حکمت فرزانگان و حکیمیان ایران باستان که تأثیر خود را به‌وفور و به‌وضوح بر حکمت و فلسفه به جای گذاشته­اند. بی­شک بدون مشارکت چشمگیر تفکر و تفلسف ایرانی در تاریخ معرفت بشری، این معرفت از پاره­ای از نقاط عطف خود محروم می­شد.

      معتقدیم راهی جز یک تحول عمیق ژرف فکری و فلسفی برای رسیدن به فرهنگ و جامعه­ای فربه و شکوه‌مند موجود نیست و اگر ما خواهان تغییری بیرونی هستیم در ابتدا باید درون‌مان و اندیشه­مان تحول یابد و فلسفه یکی از راه‌هایی است که این انقلاب درونی را هموار می­کند. به همین جهت است که فلسفه را به‌درستی گونه­ای خودشناسی تعریف کرده­اند. مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران که - در نام‌های مختلف - بیش از 35 سال از فعالیتش می­گذرد با توجه به این مهم در صدد بوده و هست که نقشی در تحول فکری و فلسفی ایران­زمین ایفا کند. اهدافی که برای مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران تعریف شده‌اند چون: كمك به توسعۀ پژوهش در عرصه­های نظری، زمينه­سازی مناسب برای ارتقای فعاليت‌های فلسفی در كشور، طرح مسائل سنتی فلسفه به روشی جديد، كوشش برای احيای جايگاه ويژۀ ايران در فلسفه و جد و جهد برای نشر فرهنگ انديشۀ فلسفی و منطقی در جامعه کاملاً در راستا این دغدغه و حساسیت ارائه شده­اند. مؤسسه در طول فعالیت خود دست همۀ نهادها و مؤسساتی را که در راستای این اهداف فعالیت کرده­اند فشرده است و این مشی را برای راه دشوار و حساسی که پیش رو دارد پی خواهد گرفت.

      باور داریم که اسّ و اساس فلسفه بر گفتگو آرام گرفته است و گفتگو زمانی میسر است که "خود" و "دیگری" به‌خوبی شناخته شوند. به همین جهت مؤسسه نه تنها سعی­ای جدی برای شناخت استوانه­های تفکر ایرانی – اسلامی به خرج می­دهد که اهمیتی زیاد برای شناخت فلسفۀ غرب و گفتگوی جدی با آن قایل است.  مؤسسه از همۀ متخصصانی که فرایند گفتگوی فلسفی ما و غرب را تقویت کنند کمک می­طلبد.

منبع: سايت مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 17:10  توسط احسان قاسميان  | 

كودكان و الكل در انگلستان

۱۳۹۰/۴/۳۱ - ۲۰ : ۵۳

مصرف موادالکلی و مخدر والدین دلایل آسیب کودکان در انگلیس

به گزارش جام نیوز، شبکه من و تو در گزارشی به نقل از سازمان جهانی nspp که بطور مستقیم با کودکان آسیب دیده کار میکند اعلام کرد که تا کنون 21 هزار کودک در این کشور به دلایل مصرف مواد الکلی، مواد مخدر یا بعضا مشکلات روانی والدینشان جان خود را از دست داده اند، در این گزارش آمده است وقتی صحبت از کمک کردن به کودکان آسیب دیده میشود اولین چیزی که به ذهن می‌آید بچه‌های کشورهای آفریقایی است که دچار فقرند اما در انگلیس این آمار تکان دهنده آسب کودکان، حاکی از مشکلات اجتماعی این کشور است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 16:38  توسط احسان قاسميان  | 

تلاش جهت تغيير ذائقه جوانان ايراني

۱۳۹۰/۵/۱ - ۲۲ : ۳۷

تلاش جهت تغيير ذائقه جوانان ايراني

به گزارش جام نيوز، شبكه تلويزيوني فارسي1 در سريال هاي خود رفتارهايي که فرهنگ ايراني آن را نهي مي کند به صورتي بيان مي کند که انگار درست است و محدوديت هاي صحيح دختران مسلمان را اشتباه جلوه مي دهد و آن ها را اين گونه بيان مي کند که مسلمانان عقب افتاده از فرهنگ هستند. مسلمانان چون نمي توانند با دوستان خود به کلوپ هاي و ميهماني ها شبانه بروند و مثل آن ها لباس هاي عريان بپوشند و با صرف مشروبات الکلي در آغوش جوانان قرار گيرند مورد تمسخر قرار مي گيرند و از اين بابت از مسلمان بودن خود ناراضي مي شوند و دختران مسلمان دوست دارند مانند آن ها باشند. اين در حالي است که نتيجه اين آزادي ها چيزي جز آمار بالاي طلاق، تجاوز به عنف، و ... در کشورهاي اروپايي و غربي نيست.
به عنوان نمونه: نيويورک تايمز مي گويد، يک دفتردار ازدواج و طلاق به خبرنگار اين روزنامه گفته است که در ماه مي، هفتاد فقره طلاق را ثبت کرده، در حالي که تنها سه ازدواج را ثبت نموده است. دفتردار ديگري نيز به اين روزنامه گفته است که در قبال شصت طلاق، تنها يک ازدواج را ثبت کرده است.

البته در صورتي که جوانان کشور ما از فرهنگ اصيل اسلامي دور شوند و به فرهنگ فارسي1 رو آورند در آينده شاهد چنين وضعيتي در کشور خود نيز خواهيم بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 16:31  توسط احسان قاسميان  | 

علي شريعتي 1

علی شریعتی (1)

 

به علّت درج سخنان مختلف و بعضاً متعارض از استاد گرانقدر علی شریعتی و به جهت ایجاد شناخت بیشتر از این ابرمرد تاریخ معاصر ایران قصد دارم به صورت پیوسته راجع به ایشان مطالبی را نقل کنم که همانا وظیفه همه ما شناساندن چهره های بزرگ این مرز و بوم به جامعه می باشد. با این مقدّمه به موشکافی و واکاوی علمی این شخصیت بزرگ خواهیم پرداخت.

(هیچ انسانی جز معصومین سلام الله علیها مصون از اشتباهات و خطا نمی باشد)

علی شریعتی را فارغ از موضع گیریهای سیاسی که نه تنها گاهاً بلکه اکثراً توام با حبّ و بغض می باشد شخصیتی بس بزرگ در تاریخ معاصر ایران و از چهره های تأثیر گذار در انقلاب اسلامی ایران محسوب می گردد لذا بدین جهت چهره ای غیر قابل کتمان می باشد چنانچه در کتاب شریعتی به روایت اسناد ساواک به این مهم پرداخته شده است. آنچه علی شریعتی را به چهره ای مبهم در تاریخ معاصر ایران تبدیل می کند موضع گیری های متفاوت و نوشته های بعضاً متضاد وی می باشد حتی این مبهم گرایی تا بدان جا پیش می رود که شبهه هایی در تحصیلات وی مطرح می گردد برخی می گویند دکترای جامعه شناسی از فرانسه داشته است حال آنکه دکترای ایشان تاریخ و به قول خود ایشان تخصص شان تاریخ تمدن است البته در همه این احوال و شرایط، ذوق و میل مذهبی ایشان به فرهنگ و تفکّر شیعی و اسلام سیاسی را نمی توان کتمان نمود که بسیاری از مارکسیست های تاریخ معاصر ایران را آزرد چنانچه احسان طبری از لیدرهای بزرگ حزب توده اذعان داشته که شریعتی انقلاب کمونیستی ایران را 100 سال به عقب انداخته است. ایشان در عین حال از لیبرال های زمان خود نیز آزرده خاطر بود.

برخی چون علی رهنما با تمام بی انصافی نسبت به علی شریعتی با نامگذاری کتابش به نام: مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد از شریعتی چهره ای می سازد که مدینه فاضله آن ناکجاآباد است و با این رویکرد شریعتی را به چهره ای غیر قابل استناد در فضای واقع تبدیل می کند آیا به واقع شریعتی خود سرگردان بوده است؟! آن هم تا این حد؟! آیا به واقع آرمان شهر استاد ناکجا آباد است و وجود نخواهد داشت ؟!

در واقع علی رهنما با این رویکرد حقیقت جویی و واقعیت ستیزی علی شریعتی را به نوعی زیر سوال برده است و حقیقت را دست نایافتنی و خیالی قلمداد می نماید به همین دلیل است که زمانی که در فضای روشنفکری یا شبه روشنفکری امروز جامعه ایران وقتی سوالی مبنی بر اینکه آیا علی شریعتی توانست پارادایمی ایجاد کند مطرح می شود می گویند: نگاه و نوشته های شریعتی انتزاعی است!

علی شریعتی سال 1312 از مزینان سبزوار و در خانواده ای روحانی و مذهبی دیده به جهان گشود نام پدر وی محمدتقی شریعتی ..................... ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 3:6  توسط احسان قاسميان  | 

امام رضا (ع)

تقدیم به رضایت حضرتش

با این مقدمه که حقیر نیز بارها و بارها در وجود آن شک کرده ام و با ژست های مدّعیانه و روشنفکرمدارانه به خود گفته ام که چرا باید حول جسمی در خاک گرد هم آئیم و بخواهیم آنچه را نداریم! و بارها به خود گفته ام که چرا باید به پاس شهادت یک انسان هر چند انسانی بزرگ امروز محزون باشیم!

 

کیست امام الرّئوف که شد ضامن آهو

چیست دل باطلم که شد عاشق یاهو

                                        «احسان»

به نظر حقیر درک صحیح از فلسفه امام و امامت موجب شناخت بیشتر انسان و انسانیت به عنوان دو کلید واژه علمی می گردد چنانچه این از راه عقل و توجه خاصّه میسور نگردد درک شهودی بلاشک درمانی بزرگ بر آلام انسان یابنده حقیقت می باشد به واقع درکی که از درک شهودی احصاء می گردد قابل کتمان نیست چنانکه در طول تاریخ نیز چنین بوده است.

بیایید اگر خدا را ندیدیم به وجود آن شک کنیم آنگاه خواهیم دید که
می بینیم ولی چون می بینیم نمی بینیم. به عبارتی تأمل در آیات حقیقت ما را ناخواسته به منزلگه عشق رهنمون می دارد. جایگاهی که همانا عاشق در ورای آن تمام نیازهای خود را مرتفع می دارد و بَدا به حال آنان که منزلگه عشق را ندیده اند و نیازهای انسان را در سطح نیازهای مادّی تفسیر و تعیین می کنند حال آنکه بزرگترین نیاز انسان نیاز به عشق ورزیدن و نیاز به عاشق بودن در درگاه ایزد متعال است و چنین است که انسان به اسم عشق گاهاً فریب امیال ذهنی (عقل اومانیستی آلوده به غرایض) را می خورد و هر از چندی عاشق چیزی، جسمی یا وجودی تهی می گردد این موضوع در سطوح اجتماعی نیز قابل مطالعه و بررسی می باشد.

امروز جوانان ما به علت عدم تعریف درست از واژه ای به نام عشق، گاهاً دچار اشتباه گردیده و پس از مدتی از عملکرد خود پشیمان می گردند دلیل این امر روح ربّانی انسان و نیاز انسان به عشق ورزیدن به مطلق می باشد نه به نسبیات. انسان از آن جهت که روح مطلق در آن دمیده شده بی نیاز از این روح نتواند معیشت کند لذا استشمام از این دریای بی کران عشق است که او را به سرمنزل مراد سوق خواهد داد.

 

احسان قاسمیان

عضو کوچکی از خانواده بزرگ نواندیشان

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 2:29  توسط احسان قاسميان  | 

بیانیه دبير كل كانون نوانديشان (احسان قاسميان) در محكوميت هتك حرمت به قرآن كريم

 

بیانیه محکومیت هتک حرمت به قرآن کریم

 

كانون اجتماعي فرهنگي نوانديشان به عنوان مجموعه‌اي كاملاً دانشجويي و خودجوش در پي اهانت به ساحت مقدس كلام حق و حقيقت، اقدام شنيع سلاطين ظلم و جور و فساد را رسماً محكوم نموده و با فرياد «هيهات منا ‌الذله» خشم و انزجار خود را از كينه‌توزان و كينه جويان قلمرو آزادي ليبراليستي ابراز مي‌دارد.

به واقع اي آنان كه شعائر زيبايي چون حقوق بشر را لقلقه زبان خويش نموده‌ايد به راستي آيا خواهيد توانست در پناه اين شعائر به ظاهر زيبا اقدام موهون خود را توجيه نماييد؟

به واقع ‌اي آنان كه ديوانه‌وار در حوزه نظري، فكري و عملي بر طليعة باران الهي مي‌تازيد از پروردگار جهان و جهانيان نمي‌هراسيد؟

 

اني اخاف الله رب العالمين

   من از خدا كه پروردگار جهانيان است مي ترسم. 

(آيه 16 سوره حشر)

 

به واقع اي آنان كه مفاهيم پوچي چون پلوراليسم ديني را طرح مي‌كنيد آخر چگونه اين اقدام قبيح خود را توجيه مي‌نماييد؟

آيا نداسته‌ايد؟ و آيا نميدانيد كتابي كه شما به آن اهانت نموده‌ايد همانا كلامي است كه 11 بار نام مسيح 34 بار نام حضرت مريم و 23 بار نام عيسي، سه بار نام روح الله و 5 بار نصاري را در خود جاي داده است.

الم تركيف فعل ربك باصحاب الفيل

     آيا ندانسته اي كه پروردگارت با فيل سواران چه كرد؟

   (آيه 1 سوره الفيل)

 

به واقع شما كدامين توجيه را، كدامين تفكر را و كدامين راه را برگزيده‌ايد؟

به واقع آيا صراط شما صراطي غير عقلي نيست؟

آري اينچنين است عاقبت مدعيان دروغين انديشه و انديشه ورزي، آناني كه امروز به يادواره عصر جاهليت تحت تأثير جمود فكري به نسخه كامل سعادت و كمال بشريت اهانت مي‌نمايند.

 

و يعذب المنافقين و المنافقات والمشركين والمشركات الظّالنّين بالله

 و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد مي برند عذاب كند. (آيه 6 سوره فتح)

 

 

احسان قاسميان

دبیر کل کانون اجتماعی فرهنگی نواندیشان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 شهریور1389ساعت 20:32  توسط احسان قاسميان  | 

گفـتمان برتر


گفتمان برتر


چه نوع گفتمانی برتر است؟ و اصولاً برتری در چه چیز یا عنصری متجلّی می گردد؟ به واقع بگویم یا به حقیقت؟

به حقیقت می گویم که زاده ی آنم، برتری از آن گفتمانی است که در راستای حقیقت تعریف شود و هر آنچه غیر آن، از برتری عاجز است.

گفتمانی برتر است که به محبوبیت حقیقی بیندیشد و در راستای جذب محبوبیت واقعی خود را تعدیل ننماید.

گفتمانی برتر است که آرمانگرایی حقیقی را، حتی به قیمت از دست دادن تمام عالم واقع پیشه کند.

 

و سرانجام گفتمانی برتر است که راه رسیدن به حقیقت اندیشه را پیشه کند. اندیشه ای از جنس نواندیشان، اندیشه ای از جنس آرمانگرایان دیار یکتا پرستی، اندیشه ای از بطن وجود ایران زمین، اندیشه ای در متن وجود اسلام و دین. 

به هر روی امروز گفتمان نواندیشان، گفتمانی برتر است نه به خاطر خود بلکه به خاطر معبود خود، گفتمانی برتر است نه از برای سخن، بلکه در سرای عمل، گفتمانی برتر است نه از سر عشق بلکه از سر عقل، گفتمانی برتر است نه از سر عقل بلکه از سر عشق و در نهایت گفتمانی برتر است، چرا که التیام درد خویش و جامعه خویش را، در افقی به نام علم حقیقی جستجو می نماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 مرداد1389ساعت 23:9  توسط احسان قاسميان  | 

چه باید کرد؟


چه باید کرد؟


انسان محصول تفکر خویش است و جامعه محصول جمعی انسانهاست پس جامعه محصول تفکرهاست و نتیجه آنکه برای رسیدن به جامعه ای متعالی می باید با ورود به حوزه فکر و اندیشه به تحقق آرمانها پرداخت و آن روزی را باید ارج نهاد که جامعه ژرف اندیشی در حقایق هستی را پیشه کند و امروز روزی است که افسوس چاره نیست، باید حرکت کرد در راه رسیدن به حقیقتی واجب الوجود، امروز باید در راه احیای ارزشهای فکری گذشتگانمان گام برداریم و با تفکّری بومی به پاسداشت هزاران سال تمدّن کهن این سرزمین به رفع معضلات فکری و فرهنگی جامعه بپردازیم.

+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد1389ساعت 20:10  توسط احسان قاسميان  | 

هویت مشترک (فصل الخطابي بر مباحثات مكتب ايران و اسلام)


هویت مشترک


روزی به نقل از افلاطون حکیم شنیدم: ملّتی قوی نمیگردد مگر آنکه به خدا معتقد باشد. آنگاه به بیکران هستی عشق نگریستم دیدم چه افتخاری نصیب من است افتخاری جاودانه تر از تاریخ و آن اینست واقعیتی که بسیاری یا آن را نادیده می انگارند یا اصولاً چشم دیدن آن را ندارند ایرانیان از دیر باز یکتاپرست بوده اند و هیچ افتخاری بالاتر از این نصیب ما نیست چرا که هیچگاه عمر خود و میراث خود را صرف پوچی های دنیای شرک و بت پرستی ننموده ایم پس جای بسی تعجب است که چرا برخی قائل به تفکیک هویت ایرانی اسلامی از یکدیگرند حال آنکه این دو شاخص فرهنگی جامعه ما همچون یک روح در دو کالبد میدرخشند پس پاس میداریم هویت مشترکی را که تفکر بر مبنای آن تنها راه رسیدن به کمال و آرمان شهر ایرانی اسلامی است.

در این میان به دو قشر تذکر می دهم که راهی به جز خیانت به خود و میراث گذشتگان و امید آیندگان در پیش نگرفته اند گروهی مبتلا به ناسیونالیسم کور و گروهی دیگر در دام سطحی انگاری تحجراند و این دو گروه بدانند که نمیتوان هیچ یک از بخشهای تاریخ این مرز و بوم را بر مبنای حب و بغض شخصی تغییر داد و با تفکر مخرب نمیتوان مدینه فاضله ای را محقق کرد که همگان آرزویش را داریم.

پس یادمان نرود که تنها راه رشد و تعالی جامعه ما پذیرفتن پیوندی است که بین این دو کالبد با روح یکتاپرستی در جریان است و هر گروه و تفکری که در این اثنی به تفکیک هویت ایرانی و اسلامی بیندیشد جز اینکه خود مدفنی برای اندیشه های خود باشد چیز دیگری را نمی یابد چرا که یادمان نرود بر سر سفره هفت سین ایرانیان در نوروز کلامی جای گرفت که الهی است و سالهاست که قرآن پیوند روحی نوروز ایرانیان گشته است.

پس یادمان نرود ای آنهایی که حب وطن را با ناسیونالیسم کور اشتباه گرفته ایم که اگر امثال فردوسی، عطار، حافظ، مولوی و ... را از فرهنگ و تمدن این مرز و بوم جدا کنیم آیا دیگر چیزی از تمدّن ایرانی باقی خواهد ماند؟

پس یادمان نرود ای آنهایی که حقیقت طلبی اسلامی را با تحجر و سطحی نگری اشتباه گرفته ایم که اگر امثال ملاصدرا، سهروردی، فارابی و .... را از شکوفایی تمدّن اسلامی در ایران زمین جدا کنیم به واقع چه میزان از تمدّن غنی اسلامی باقی خواهد ماند؟ بسی جای تعجب است که اسلام در شبه جزیره عربستان ظهور کرد ولی حتی نحو عربی را ایرانیان نگاشتند، بسی جای شگرف است جایگاه شبه جزیره عربستان در تولید گفتمان و تمدّن اسلامی، حال آنکه هر آنچه ظهور کرد یا در ایران زمین بود و یا در آندلس با ظهور چهره هایی چون ابن رشد و ابن عربی.

+ نوشته شده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 1:39  توسط احسان قاسميان  | 

حرف دل


حرف دل


امشب را تا صبح به آسمان آبی شهرم نگریستم به دنبال واژه ای می گشتم که تمام خواسته هایم در آن بگنجد و به نوعی سیراب کننده قلبم در پناه کلامم گردد. ناگهان به کلید واژه ای به نام ای کاش رسیدم و به خدای خود گفتم: پروردگارا ای کاش که بتوانم شعری یا حتی سخن کاملی در شرح و تکمیل ای کاش بنگارم چرا که حرفهای قلب من بسیار و این کلید واژه دو کلمه بیش نیست!! در نهایت معترف به شرحی گشتم که خود نه تنها از آن متعجب، بلکه حیرت زده شده بودم و آن چیزی نبود جز اینکه هیچ واژه ای زیباتر از "ای کاش" در برآیند ذهنی من نمیگنجد. پس با عزت نفس و روحی سرشار از انرژی فریاد میزنم پروردگارا ای کاش، ای کاش و ای کاش .....

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 1:3  توسط احسان قاسميان  | 

نطق احسان قاسميان در اولين همايش علمي ابداع در علوم انساني


نطق دبير اوّلين همايش ‌ابداع در علوم انساني

اولين بيانيه كانون اجتماعي فرهنگي نوانديشان

احسان قاسميان 6/12/1388


به نام حق و به نام حقيقت و به نام پروردگار انسانهاي آزادانديش، آنان كه تلألو حقيقت را به تكامل در عشق ورزيدن معنا نموده‌اند، آنان كه به نداي حق در بطن وجودي خويش لبيك گفته و زدودن غبار افكار ماترياليستي و لذت‌مدار جهان امروز را وظيفه‌اي آرماني قلمداد مي‌كنند. آرمانگراياني كه نگاه خويش را به نگاه او، كلام خويش را به كلام او و سرشت خويش را به سرشت او گره زده‌اند. مجاهداني نستوه از جنس معرفت كه سلام و درود ما ابراز ارادتي كم سو در مقابل خورشيد تابان علم و عمل آنهاست. سلام و درود ما تقديم شما باد اي روشنگران عرصه‌ي علم و زكات، اي طلايه داران چراغ امّيد در روزگار جهل، اي آنهائيكه جمود فكر را با حصول عمل پرده برداشته و جامعه را از رخوت، سستي ، كژي و كاستي به اعتلاي بيش از پيش حقيقت رهنمون مي‌داريد.

 

دگر بار كانون اجتماعي فرهنگي نوانديشان بر مبناي رسالت علمي خويش و در راستاي تعالي ارزشهاي عالي ايران اسلامي با همايشي تحت عنوان ابداع در علوم انساني هدفي والا را رصد مي‌نمايد، هدفي به نام جامعه‌ي پويا، كه تنها با توليد فكر مولّد امكان پذير خواهد بود فلذا كانون، بومي‌سازي علم در تمام حوزه‌ها و ايجاد كرسي‌‌هاي نظريه‌پردازي به صورت جامع‌الاطراف را تنها راه رسيدن به آرمان شهر مزبور دانسته و با اين نگرش ژرف، جوانان ما قدم به مسير دشواري‌ها نهادند؛ بلاشك هر انديشمندي با مطالعه اساسنامه كانون به عينيت اين موضوع را لمس و پي به اهداف وزين آن خواهد برد اهدافي چون: تبادل نظرات به صورت علمي در فضايي فارغ از ارزش و به دور از حب و بغض‌هاي خاص كه متأسفانه امروز اين منازعات گاهاً يادآور نظريه تنازع بقاع داروين در عرصه اجتماعي خواهد بود كه نه تنها هيچ وجه اشتراكي با تمدن غني ملت ايران نداشته بلكه در ضدّيت با ارزشهاي ايراني و اخلاق اسلامي قرار دارد از اين رو نقد سازنده را تفكيك محاسن از معايب به صورت منصفانه، مشفقانه و صميمانه كه با ارائه راهكار توأم باشد تعريف نموده و به دروني كردن فرهنگي به نام احترام به نظر و حقوق ديگران مي‌انديشيم انديشه‌‌اي كه با بكارگيري تمام پتانسيلهاي موجود علاوه بر استعداديابي و نخبه‌پروري به نهادينه شدن فرهنگي به نام مسئوليت‌پذيري در قشر جوان منجر خواهد شد. ضمن آنكه استفاده از مديريت سيستماتيك با بهره‌‌گيري از چارت سازمان مدوّن، كانون را به تشكلي منظّم و كم نظير در سطح كشور تبديل نموده است.

 

امروز دغدغه‌ي ما، جامعه‌ي ما و افكار متعالي دانشمندان ماست كجايند آن انديشه‌هاي سترك كه از نسل آفتاب بر ايران زمين جاري و ساري مي‌گشتند كجايند شريعتي‌ها، كجايند مطهري‌ها و كجايند مردان بي‌ادعا، امروز مظلوم است فرهنگ، فرهنگي‌ كه ريشه در اعماق وجود اين آب و خاك دارد، امروز مظلوم است عشق، عشقي كه ريشه در مكتب سيدالشهدا دارد و امروز ما مسئوليم، ما ميراث‌داران هزاران سال تمدن كهن ايران زمين مسئوليم ،ما پيروان راه علي مرتضي مسئوليم، ما را چه شده اي برادران و خواهران من‌؟ هر چه هست واقعيتي است تلخ، به تلخي حرام خدا بر روي زمين و افسوس؛

 

                افسوس كه اين مزرعه را آب گرفته

                دهقان مصيبت زده را خواب گرفته 

 

همين ديروز قبل از نيم روز بود كه حماسه سراي سيستان، نوش دارو بعد از مرگ سهراب به دست رستم داد اي كاش كه فرهنگ ما غرق در خون خنجري چون ما نگردد اي كاش كه آيندگان، به تو، به من و به او به افتخار بنگرند همان طور كه من ، تو و او به تاريخ با افتخار مي‌نگريم تاريخي كه كم ندارد از شگفتي‌ها، گذشته‌اي كه سراسر تجلّي‌گه اراده‌ي الهي بر اين سرزمين بوده است وليكن اكنون جوانان ما، مردان ما و زنان ما همه و همه در تفكرّاتي چون مصرف‌گرايي صرف غرق‌ گشته‌اند آن هم آن كالايي كه مارك زيبايي را به يدك ميكشد حتي در عرصه‌ي علم و دانش هم چنين شده است آنگه كه از آن سوي مرزها موج متلاطم انديشه‌ها تحت لواح افكار اگزستانسياليستي به سوي ما مي‌آيد نزد ما متقن و زيبا جلوه‌گر است چرا كه مارك‌ آن رخ مينمايد و صد افسوس كه نقد تحليلي جوانان ما را برنمي‌تابد تا شك را ضمن حركت در تحقق دانش پيشه كنند مگر نه آنست كه خود ميگويند جامعه‌شناس در فضاي جامعه‌ي خويش با درك بينش خاصّ جامعه خود بهروز است. پس باز هم ما را چه شده كه در شب زنده‌داريهاي خود به تنها چيزي كه نمي‌نگريم آرماني به نام انديشه است انديشه‌اي كه قرن‌ها قلب تپنده‌ي آن اجداد ما بوده‌اند انسانهايي ژرف، نوانديش و آزاد‌انديش كه با زمزمه‌ي نور، دلهاي ديوانه خود را غرق در راز و رمز حيات نوع بشر نموده‌اند آن روزها كه دانشمندان بلند آوازه‌اي چون ماركس، فرويد و هگل چشم بر عرصه‌ي گيتي نگشوده بودند نيشابور ابرشهر دنياي كهن بود آري اينست آن چيزي كه ما مي‌گوييم ابداع، ابداع در علوم انساني، ابداعي جامع الاطراف مبتني بر ويژگيهاي خاص فرهنگ ايراني اسلامي كه پرده از ابهامات تئوريك قرن حاضر برداشته و گذار از سنّت به مدرنيته را با حفظ ارزشها و آرمانهاي ملّي ما محقق سازد  فلذا نوانديشان به افرادي اطلاق مي‌گردد كه با بهره‌گيري از تعاليم ارزنده‌ي ايراني اسلامي در مسير دستيابي به حقيقت راهكارهاي نوين ارائه مي‌نمايند به همين جهت كانون با ايجاد چهار كميته‌ي تخصصي تحت عناوين : اجتماعي- فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و ايراني اسلامي سعي در بررسي مكاتب بشري از زواياي مختلف و تخصصي دارد از همين رو دستان دانشجويان علاقمند و شيفته‌ي عرصه علم و دانش را به گرمي مي‌فشاريم  تا شايد به مدد مولاي متقيّان علي (ع) پيروز و بهروز و كامل‌تر از ديروز به فردا بينديشيم و به فرمايش شيخ اجل حافظ :

 

        گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپديد

           هيچ راهي نيست كانرا نيست پايان غم مخور

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مرداد1389ساعت 14:36  توسط احسان قاسميان  |